|
|
|
|
وقتی که عاشقم شدی پاییز بود و خنک بود تو آسمون آرزوت هزارتا بادبادک بود تنگ بلوری دلت درست مثل دل من کلی لبش پریده و همش پر ترک بود وقتی که عاشقم شدی چیزی ازم نخواستی توقعت فقط یه کم نوازش و کمک بود چه روزا که با هم دیگه مسابقه می ذاشتیم که رو گل کدوممون قایق شاپرک بود ؟ تقویم که از روزا گذشت دلم یه جوری لرزید راستش دلم خونه ی تردید و هراس و شک بود دیگه نه از تو خبری بود ، نه از آرزوهات قحطی مژده و روزای خوش و قاصدک بود یادم میاد روزی رو که هوا گرفته بود و اشکای سرخ آسمون آروم و نم نمک بود تو در جواب پرسشم فقط همینو گفتی عاشقیمون یه بازی شاید ، یه الک دولک بود نه باورم نمی شه که تو اینو گفته باشی کسی که تا دیروز برام تو کل دنیا تک بود قصه ی با تو بودن و می شه فقط یه جور گفت
کسی که رو زخمای قلب من مثل نمک بود
|
|
2
نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1388ساعت 0:21  توسط عباس شاکری اشتیجه
|
|
|
|
|
پروردگارا! تو دهنده هر نعمتي، صاحب هر حاجت و منتهاي هر اميدي. فراوان ترين سپاس ها براي توست و برترين منت ها از آن تو. به نعمت تو كارهاي نيك كامل مي گردد. اي كه به كارهاي نيك معروفي و موصوفي! مرا از كارهاي نيكت بهره مند ساز. تا از غير تو بي نياز گردم. به رحمتت اي مهربانترين مهربانان.
منبع:صفيحه الرضا(ع) ص42و116
|
2
نوشته شده در شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1388ساعت 23:26  توسط عباس شاکری اشتیجه
|
وضعیت زندگی در روستا
روستای اشتیجه در زمانهای دور محل زندگی خانوارهای زیادی بوده است،و انسانهای مختلفی در طول دوران مختلف در این خاک پاک زندگی کرده اند، اما به دلیل کمبود امکانات نسلهای جدید این روستا را برای زندگی امروزی مناسب ندیدند و به شهرها مهاجرت کردند وفقط گاه گاهی به روستای خود میامدند.
اما چند سالی است که به دلیل افزایش امکانات و وجود آب لوله کشی این فرزندان پدران قدیم، بیشتر به روستای خود می آیندو اوقات فراقت بیشتری را در اینجا سپری می کنند.
به امید آنکه روستای نچندان پرجمعیت ما در آینده ای نزدیک انسانهای بیشتری را در خاک خود جای دهد و محیطی آرام برای زندگی با صفای آنها باشد.
2
نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم بهمن 1387ساعت 0:42  توسط عباس شاکری اشتیجه
|
روستاهای اطراف
در اطراف
روستای اشتیجهچندین روستا وجود دارد:
اولین روستا و نزدیکترین روستا،روستای ملکوه است.این روستا در شرق روستای ما قرار دارد.
روستای بعدی سفیدکوه است،که درشمال روستای اشتیجه واقع است و روستای کمکوه در شمال شرقی،کذابچه در شرق و کیکوه و انارستان در غرب روستا واقع هستند.
کمی دورتر و در شرق روستا روستایی قرار داردکه به آن ارموده می گویند.
در این روستا امزاده ای به خاک سپرده شده است که به نور ارموده معروف است ومردمان زیادی هر ساله به زیارت آن می آیند و حاجات خود را طلب می کنند.
2
نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم بهمن 1387ساعت 0:5  توسط عباس شاکری اشتیجه
|
طريقه نام گذاري روستاي اشتيجه (آشتي گاه)
روستاي من و تو ساليان درازي قدمت دارد ودر دل كوير داغ يزد زندگي ميكند كه توانسته محل به هم رسيدن دلها باشد ،اين روستا در سالهاي عمر خود دوره هاي تاريخي مختلفي را تجربه كرده است.در ساليان بسيار دور بين دو قبيله از قبيله هاي اطراف اين روستا جنگ ونزاع در ميگيرد و مردمان اين دو قبيله در آتش جنگ مي سوختند،تا اين كه ريش سفيدان اين قبيله ها يكديگر را در روستاي اشتيجه ملاقات مي كنند و تصميم ميگيرند از جنگ دست بر دارند.به اين ترتيب اين دو قبيله در روستاي اشتيجه آشتي ميكنند وبه همين دليل نام اين روستا را "آشتي گاه"يعني محل آشتي مي گذارند،و بعد از سالياني نام اين روستا به "آشتي جا" تغير ميكند وسپس با تغييراتي ديگر نام آن به
اشتيجه تغيير مي كند.اميدوارم روستاي ما بتواند محل آشتي شما نيز باشد.
با تمام وجود از شما مي خواهيم از روستاي ما ديدن كنيد
2
نوشته شده در پنجشنبه هفدهم آبان 1386ساعت 23:11  توسط عباس شاکری اشتیجه
|
اس ام اس
دوستت دارم اما نه به اندازه ي بارون ، چون يه روز بند مياد . دوستت دارم اما نه به اندازه ي برف ، چون يه روز آب مي شه . دوستت دارم اما نه به اندازه ي گل ، چون يه روز پژمرده مي شه . دوستت دارم به اندازه ي دنيا ، چون هيچ وقت تموم نمي شه !
فرياد من از داغ توست ...... بيهوده خاموشم مکن ...... حالا که يادت ميکنم ...... ديگر فراموشم مکن ...... همرنگ دريا کن مرا ...... يکبار معنا کن مرا
2
نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم آبان 1386ساعت 19:41  توسط عباس شاکری اشتیجه
|
معرفت
مدعیان دوستی یخ زده هر دو دستشان
بهر رفیق و آشنا جامه قبا نمی کنند
هر چه که هست بر لب و در دلشان نشانه ای
نیست دگر ز معرفت چشم به ما نمی کنند .
2
نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم آبان 1386ساعت 19:26  توسط عباس شاکری اشتیجه
|
در حاشیه کویر عقداء و در دل کوههای سر به فلک کشیده دیار من٬عشق من ٬سرزمین خاطراتم روستای اشتیجه قرار دارد با مردمانی سرشار از عطوفت ٬ مهربانی و صمیمیت که با تحمل رنج و تعب بسیار سعی در عمران آن دارند و من آنان را می ستایم نه به خاطر حس هم ولایتی بودن وفامیلی بلکه فقط و فقط به خاطر پاسداشت و صیانت آنان از زادگاهم
این و بلاگ را به همه هم ولایتی هایم تقدیم می کنم .
2
نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم آبان 1386ساعت 11:4  توسط عباس شاکری اشتیجه
|